على محمدى خراسانى

477

شرح منطق مظفر (فارسى)

اين تشبيه و كلام شاعرانه ، صدق محض است . اگرچه مراد استعمالى كذب باشد ولى مراد اصلى و واقعى او صدق است . اصولا به امثال اين تنظيرات ، تشبيهات ، ظرافتها و لطافتها است كه تعبير و سخن شاعر ، خيال‌برانگيز و عجيب و غريب جلوه مىكند و گاهى اين صورت خيالى كه او با سخن ، در قوه متخليهء خود و ديگران ترسيم مىكند شبه المحال مىگردد و در نتيجه توجّه حاضران را به خود جلب كرده و موجب انفعال و تأثر آنان و سلب انبساط و سرور آنها مىشود و به هر نسبتى كه صورت خيالى ، غريب ، تازه ، غيرمأنوس و بعيد از اذهان عموم و شنوندگان باشد به همان نسبت تأثيرش بيشتر و موجب شگفتى آدميان مىگردد به‌همين جهت است كه مىگوئيم : شعر به هر اندازه كه اغراق‌آميز و داراى مبالغه باشد از حيث كذب در مراد استعمالى ( نه مراد جدّى ) ، به همان نسبت شيرين‌تر مىگردد ( لذا اگر چهرهء محبوب را به قمر يا شمس تشبيه كند جاذبه دارد يا چهرهء آبله‌رو را به آسمان پر از ستاره تشبيه كند كه موجب انبساط مىشود . اينست معناى « اكذبه اعذبه » نه آن‌كه در ذهن بعض الادباء آمده بود . قوله : على ان ؛ از اينجا به بعد جواب دليل دوّم بعض الادباء است و آن اين‌كه : تابه‌حال اصرار داشتيم كه تصوير ، تخييل و شعر از حيث مراد استعمالى ، كذب است ولى از حيث مراد جدّى ، صدق است امّا حالا مىخواهيم ادّعا كنيم كه : بر فرض ، شعر از لحاظ مراد جدّى هم كذب باشد ولى آن تعبيرات شاعرانه و سحر بيان ، جاى خود را باز كرده و تأثير خود را در نفس مىگذارد و سبب انقباض و انبساط مىگردد ( اين مطلب است كه در مبحث بعدى تفصيلا بيان خواهد شد ) . 7 . تأثير قضاياى مخيّله در نفس در اين مبحث چنان‌كه در پايان بحث قبلى اشاره شد جواب استدلال دوّم بعض ادباء داده مىشود كه : قضاياى متخيّله بر فرض كذبشان هم ، موثر بوده و موجب انفعال نفس مىگردند ، فنقول : تأثير قضاياى خياليّه در نفوس آدميان از آن رهگذر نيست كه چون متضمّن بيان